اومدم بگم که دیگه آن نمیشم ![]()
ممنونم که منو تحمل کردین![]()
دوستتون دارم ![]()
![]()
شاید شعر گفتم بیام اینجا براتون بنویسم که مینویسم![]()
فدای همتون ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بهمن![]()
بهترین دوست اون دوستیه که بتونی باهاش روی یک سکو ساکت بشینی و چیزی نگی و وقتی ازش دور میشی حس کنی بهترین گفتگوی عمرت رو داشتی
ما واقعا تا چیزی رو از دست ندیم قدرش رو نمی دونیم ولی در عین حال تا وقتی که چیزی رو دوباره به دست نیاریم نمی دونیم چی رو از دست دادیم
اینکه تمام عشقت رو به کسی بدی تضمینی بر این نیست که او هم همین کار رو بکنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش ، فقط منتظر باش تا اینکه عشق آروم تو قلبش رشد کنه و اگه این طور نشد خوشحال باش که توی دل تو رشد کرده
در عرض یک دقیقه میشه یک نفر رو خرد کرد در یک ساعت میشه یکی رو دوست داشت و در یک روز میشه عاشق شد ،ولی یک عمر طول می کشه تا کسی رو فراموش کرد
دنبال نگاهها نرو چون می تونن گولت بزنن، دنبال دارایی ترو چون کم کم افول می کنه ، دنبال کسی باش که باعث بشه لبخند بزنی چون فقط با یک لبخند میشه یه روز تیره رو روشن کرد ، کسی رو پیدا کن که تو رو شاد کنه
دقایقی تو زندگی هستن که دلت برای کسی اونقدر تنگ میشه که می خوای اونو از رویات بکشی بیرون و توی دنیای واقعی بغلش کنی
رویایی رو ببین که می خوای ، جایی برو که دوست داری ، چیزی باش که می خوای باشی ، چون فقط یک جون داری و یک شانس برای اینکه هر چی دوست داری انجام بدی
آرزو می کنم به اندازه ی کافی شادی داشته باشی تا خوش باشی ، به اندازه کافی بکوشی تا قوی باشی
به اندازه کافی اندوه داشته باشی تا یک انسان باقی بمونی و به اندازه کافی امید تا خوشحال بمونی
همیشه خودتو جای دیگران بذار اگر حس می کنی چیزی ناراحتت می کنه احتمالا دیگران رو هم آزار می ده
شادترین افراد لزوما بهترین چیزها رو ندارن ، اونا فقط از اونچه تو راهشون هست بهترین استفاده رو می برن
شادی برای اونایی که گریه می کنن و یا صدمه می بینن زنده است ، برای اونایی که دنبالش می گردن و اونایی که امتحانش کردن ، چون فقط اینها هستن که اهمین دیگران رو تو زندگیشون می فهمن
عشق با یک لبخند شروع میشه با یک بوسه رشد می کنه و با اشک تموم می شه ، روشنترین اینده همیشه روی گذشته فراموش شده شکل می گیره ، نمیشه تا وقتی که دردها و رنجا رو دور نریختی توی زندگی به درستی پیش بری ،
وقتی که به دنیا اومدی تو تنها کسی بودی که گریه می کردی و بقیه می خندیدن ، سعی کن یه جوری زندگی کنی وقتی رفتی تنها تو بخندی و بقیه گریه کنن
اون شب یادم نمیره
اون قطره های اشک تو
می رقصیدن توی چشات
نمی شه از یادم بره
می گفتی من دوستت دارم
محال بی تو زندگی
هر چی دارم با تو دارم
هر چی دارم با تو دارم
می گفتی عشقت واسه من
مثل هوای نفس
دارم بی تو جون می کنم
دوری دیگه واسم بسه
می گفتی بی تو می میرم
اگه به دادم نرسی
تموم لحظه هام شده
پر از غم و دلواپسی
تو اون شبای بی کسی
که خام حرفات می شدم
ندونستم فریبی
بازیچه اشکات شدم
دوستت دارم برای تو
حکم یه بازی رو داشت
یه بازی پر ادعا
که تنها زمی جا می ذاشت
شاید که من دلم می خواست
اسیر حرفات می شدم
تو رویاها با تو برم
شاهزاده دنیا بشم
نمی دونم که چی بگم
نمی دونم به کی بگم
اما دیگه تو رو خدا
تو رو به هر چی قسم
هیچ کسی رو بازی نده
فکر نکن آدم کم
پاییز واسم پُر از تو بود
سرشار ِ بوسه و غزل
فصل خزون عشق تو بود
دقیقه های بی هَدَر
برگ ریخته ی درختا
زیر پاها له شد و ما
دِلخوش از بودن ِ با هم
گوش نمیدادیم به بَرگا
گوش نمیدادیم چرا که
تنها بودن رو ندیدیم
اونی که تنهاس میدونه
چرا چیزی نشِنیدیم
با خودم یه عهدی بستم
که سَفَر بی تو نَرَم
دستتُ بوسه زَدَم
دست کشیدی بر سَرَم
من و تو عُمریه با پرنده پرواز میکُنیم
من و تو روزمونُ با بوسه آغاز میکُنیم
من و تو دِل به دِل ِ غم نمیدیم
توی شب های سیاه ترانه آواز میکُنیم
نمیدونم چرا همش دلم میگیره![]()
![]()
یه شعر خیلی جالب براتون آماده کردم ![]()
از فروغ ![]()
شكست نياز
آتشی بود و فسرد
رشته ای بود و گسست
دل چو از بند تو رست
جام جادوئی اندوه شكست
آمدم تا بتو آويزم
ليك ديدم كه تو آن شاخه بی برگی
ليك ديدم كه تو به چهره امیدم
خنده مرگی
وه چه شيرينست
بر سر گور تو ای عشق نيازآلود
پای كوبيدن
وه چه شيرينست
از تو ای بوسه سوزنده مرگ آور
چشم پوشيدن
وه چه شيرينست
از تو بگسستن و با غير تو پيوستن
در بروی غم دل بستن
كه بهشت اينجاست
بخدا سايه ابر و لب كشت اينجاست
تو همان به كه نينديشی
بمن و درد روانسوزم
كه من از درد نياسايم
كه من از شعله نيفروزم
راستی برام
کنبد ممنون میشم .![]()
نگو که رؤیایٍِِِِِ دور از دسترس خوش نیست قبول ندارم.
گرچه به ظاهر جسم خسته است ولی
دل دریاست تاب و توانش بیش از اینهاست
دوستت دارم و تاوانش هرچه باشد ................باشد.
دوست خواهد داشت بیشتر از دیروز
باکی ندارم از هیچ کس و هر کسی
که تو را دارم عزیز
امیدوارم که سل خوبی رو شروع کرده باشید
من یه کم دلم گرفت
اومدم براتون شعر بنویسم
این شعر از هیوا مسیح هست
شرمنده![]()
![]()
خوابهایم را تو خواهی دید
از امشب
خوابهایم برای تو
از این پس
باچشم های باز می خوابم
از اینجا به بعد
چشم هایم از تا غروب نگاههای آشنا می اید
و می رود که بیاید از طلوع چشم هایی که ندیدم
از اینجا به بعد
که تو چترت را نو می کنی
من از راههای پراز چتر رفته برمی گردم
ولی تو آمدنم را خواب نخواهی دید
از اینجا به هر کجا
من بدون ساعت راه می روم
بدوه هر روز که صبح را
از پنجره به عصر می برد
و پای سکوت ماه
به خاطره خیره می شود
از اینجا به بعد
دنیا زیر قدم هایم تمام می شود
و تو از دو چشم باز
که رو به آخر دنیامی خوابد
رو به چترهای رفته
تمام خوابهایم را خواهی دید
راستی منتظره شعره من باشید تو همین ایام در بلاگ آبجیم آپ میشه
فداتون بهمن![]()
![]()
![]()
![]()
امیدوارم که حالتون خوب باشه دوستان ![]()
ساله نورو به همتون تبریک میگم وآرزو میکنم
که سالی پر از موفقیت و شادی داشته باشید .![]()
امیدوارم که سفر نوروزی به شما و خانواده محترمتون خوش بگذره
راستی خوش سفر باشیدا
نق نق نکینید الکیم بهونه نگیرید ![]()
![]()
میخواستم بگم که یه خورده در مورده اخلاقتونم فکر کنید . برای اولین بارم که شده بیایید یه کم فکر کنید که واقعا ساله جدید عوض بشید .
بابا بزرگ بازی در آوردم نه
ببخشید ![]()
![]()
راستی یه شعر از سهراب براتون می نویسم خیلی خوشمله![]()
از هجوم روشنایی شیشه های درتکان می خورد
صبح شد آفتاب آمد
چای را خوردیم روی سبزه زار میز
ساعت نه ابر آمد نرده ها تر شد
لحظه های کوچک من زیر لادن ها نهان بودند
یک عروسک پشت باران بود
ابرها رفتند
یک هوای صاف یک گنجشک یک پرواز
دشمنان من کجا هستند ؟
فکر می کردم
در حضور شمعدانی ها شقاوت آب خواهد شد
در گشودم قسمتی از آسمان افتاد در لیوان آب من
آب را با آسمان خوردم
لحظه های کوچک من خوابهای نقره می دیدند
من کتابم را گشودم زیر سقف ناپدید وقت
نیمروز آمد
بوی نان از آفتاب سفره تا ادرک جسم گل سفر می کرد
مرتع ادرک خرم بود
دست من در رنگ های فطری بودن شناور شد
پرتقالی پوست می کندم
شهر در ایینه پیدا بود
دوستان من کجا هستند ؟
روزهاشان پرتقالی باد
پشت شیشه تا بخواهی شب
دراتاق من طنینی بود از برخورد انگشتان من با اوج
در اتاق من صدای کاهش مقیاس می آمد
لحظههای کوچک من تا ستاره فکر میکردند
خواب روی چشمهایم چیزهایی را بنا می کرد
یک فضای باز شنهای ترنم جای پای دوست
چطور بود
ممنون میشم منو کمک کنید تا بلاگ خوبی داشته باشم![]()
من بازم از آبجی مریم تشکر میکنم![]()
و امیدوارم که داداشه خوبی براش باشم![]()
![]()
![]()
آبجی مریم میخوامت محکم![]()
![]()
![]()
امیدوارم که همیشه حالتون خوف باشه ![]()
من پیشاپیش نوروز ۸۶ رو به شما تبریک میگم
و امیدوارم که ساله خوبی در کناره خانواده تون داشته باشید ![]()
در ضمن من از آبجی مریم تشکر می کنم بابت این که هم به من کمک کرد تا دوباره بخوام شعر بگم
و از این که بلاگ منو درست کرد
.این به درخواست من بود تا آبجیم با سلیقهء خودش برام بلاگ درست کنه ![]()
![]()
در ضمن من افتخاره اینو دارم که شعرهام تو بلاگ آبجیم باشه
آجیمه دیگه
دستش درد نکنه![]()
این شعرو من خیلی دوست دارم .
باز هم قلبی به پایم اوفتاد
باز هم چشمی به رویم خیره شد
باز هم در گیر و دار یک نبرد
عشق من بر قلب سردی چیره شد
باز هم از چشمه لبهای من
تشنه یی سیراب شد ‚ سیراب شد
باز هم در بستر آغوش من
رهروی در خواب شد ‚ در خواب شد
بر دو چشمش دیده می دوزم به ناز
خود نمی دانم چه می جویم در او
عاشقی دیوانه می خواهم که زود
بگذرد از جاه و مال وآبرو
او شراب بوسه می خواهد ز من
من چه گویم قلب پر امید را
او به فکر لذت و غافل که من
طالبم آن لذت جاوید را
من صفای عشق می خواهم از او
تا فدا سازم وجود خویش را
او تنی می خواهد از من آتشین
تا بسوزاند در او تشویش را
او به من میگوید ای آغوش گرم
مست نازم کن که من دیوانه ام
من باو می گویم ای نا آشنا
بگذر از من ‚ من ترا بیگانه ام
آه از این دل آه از این جام امید
عاقبت بشکست و کس رازش نخواند
چنگ شد در دست هر بیگانه ای
ای دریغا کس به آوازش نخواند .
این از فروغ بود. بازم تشکر از آبجی مریم![]()